تبليغاتX
صدای پای بهار

سلام  شب رمضانی خوبی را برایتان آرزومندم.

 

 رمضان هم کم کم دارد کوله بارش را می بندد و میرود.

 

 من مانده ام و حسرت، من مانده ام و آه !

 

 برای روزها و لحظه ها یی که بی توجه از آن گذشتم.

 

 برای شبها یی که قدرش را ندانستم.

 

آخر! چرا؟ چرا؟...

 

 همیشه پیش ازآن که فکرکنی، دیر می شود.

 

  اما نه!هنوز درهای رحمت خدا باز است.

 

 ناامید نمی شوم، توهم برخیز تویی که مثل منی.

 

  بیا از ابتدای ابتدا، شروع کنیم.

 

 ببینیم از کجا آمده ایم  وچرا آمده ایم؟

 

  بیا از همین حالا شروع کنیم،  فقط کافیست آستین های همت را بالا بزنیم و...

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 0:38  توسط حسن رجبی  |